بنام يگانه معبود هستي بخش
السلام علي الشمس الظلام وبدر التمام
السلام علي صاحب الصمصام وفلاق الهام

مهربان امام من،دستان تهي پرازنيازم را ميبيني؟!؟!
محبوبم ،ميبيني که درپشت پنجره هاي بلند انتظار ،روزها وماهها وسالهاست ايستاده ام، باچشماني اشکبار؟!؟!
نميدانم که پاهايم بازهم رمق ايستادن دارند يانه؟!؟!
به دوش اين بار هجران تاکجا بايد کشيد اي دل
که من درخود نمي بينم توان اين توانايي
**************
مولاي من،ميدانم که روزي خواهي آمد،درسپيده دم يک آدينه ي دل انگيز،اما نميدانم در کدامين آدينه،نميدانم آن کدام آدينه ايست که ماه ِ چشم انتظار جاي خودرا به خورشيد خواهد داد
کدام آدينه ايست که چشمان خفته اش را بروي تو باز خواهد نمود
کدام آدينه ايست که آن صبح صادق را خواهد ديد
کدام آدينه ايست که پايان بيقراري خورشيد خواهد بود
کدام آدينه ايست که باشبنم صبحگاهاني که شميم حضور يار دارد،رخسار ميشويد
آن آدينه خواهد آمد ...اما....تا آن آدينه چقدر فاصله هست؟يک سال؟يک ماه؟يک روز؟يک لحظه؟وشايد....
و خورشيد امروز بيقرارتر از هرروز...بيقرارتر از هر آدينه ...درانتظاراينکه با آمدن يار، فجر نورشکافته شود وهمه جا نورباران گردد
اي صبح دل افروز برون آي که خورشيد
از نور جمال تو ، بجز مقتبسي نيست

ميلادسراسرنور خورشيد حق وعدالت،کوکب فروزان آسمان امامت و ولايت ،فخر اولياء ،حضرت صاحب العصر والزمان (عج) برتمامي عاشقان مبارک
به اميد روزيکه چهره ي درخشان يار ،نمايان وبااشعه طلايي خود پايان دهنده ي ظلمت غم افزاي شب باشد
درپناه حق