بنام خدا
ميلاد حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي (ص) وموسس مذهب جعفري حضرت امام صادق (ع) برتمامي عاشقان مبارکباد.
>>>>>><<<<<<
مانده اند عالميان وآدميان که کدامين لحظه را لحظه ولادت تو بشمارند؟
کدامين روز را روز تولد تو نام بگذارند؟
تو کي در وجود آمدي که ورودت را وزمان آمدنت را جشن بگيرند؟
خورشيد وماه وستارگان تا بدانجا که حافظه شان ياري ميکند به تو سلام مي گفته اند.
نرگسها اولين رکوع حيات را بر آستان تو کرده اند.
گلهاي محمدي همه با نام تو پر ميگشوده اند.
شبنم ها هر چه به خاطر دارند برتو درود مي فرستاده اند.
پيش از تو را کسي به ياد ندارد.
موجودات هرچه به گذشته ها مينگرند ،هرچه در خورجين سوابق خويش جستجو ميکنند ،هرچه زمين ماضي را ميکاوند،هرچه نگاه در زواياي حافظه ميگردانند ،جز تو هيچ نمي بينند.
هستي طفيل آمدن توست.
چنين نبود که خداوند تورا براي هستي خلق کند.
هستي به افتخار تو آمد.
تو براي عالم نيامدي،عالم براي تو آمد.
مگر نه خداوند ،تو را پيش از همه،از نور خويش آفريد وجهان به کرشمه چشم تو موجود شد؟
مگر نه افلاک در التهاب غمزه نگاه تو پديد آمد؟
مگر نه تو مقصود بودي وماسوا به تبع؟
مگر تو برترين شناساي پروردگار خويش نبودي؟
چه کسي ميتوانست بيايد که اور ا بهتر از تو دريابد؟
مگر بناي آفرينش بر عبادت نبود؟
مگر تو عابدترين بنده خدا نبودي؟
مگر با خلق تو آن غايت به تحقق نمي نشست؟
مگر با آغاز تو ،کار آفرينش پايان نميگرفت؟
آري تو همه بودي وبا آمدن تو انگيزه اي براي خلقت ديگران نبود.
آري ،ولي،تو((رحمه للعالمين)) بودي.
ودر((رحمه للعالمين)) بودن تو همين بس که عالم وآدم از نور تو آفريده شد و وام حيات از تو گرفت باآنکه تو خلق کامل وکاملترين خلق بودي.
برگرفته از
خداکندتوبيايي
نوشته ي سيدمهدي شجاعي
خدايا به حق بهانه ترين بهانه آفرينش برسان يوسف زهرا (س) را وشب ظلماني هجران را به روز روشن وصال مبدل نما.