کل بازديدها:----10070---
بازديد امروز: ----4-----
بازديد ديروز: ----12-----
جستجو:
خرداد85 - آدينه
  • درباره من
  • پيوندهاي روزانه

  • مطالب بايگاني شده
  • لينک دوستان من
  • اوقات شرعي
  • اشتراک در وبلاگ

    نام:

    ايميل:

     
  • وضعيت من در ياهو
     
  • آواي آشنا
  • + فاطمه(س) راز آفرينش زن
    نويسنده: مريم جمعه 26/3/1385 ساعت 1:29 صبح

    بنام خدا


     


    فاطمه(س) وعلي(ع)


    فاطمه کسي است که با نه سا ل زيستن همگام با علي ،درگام گام علي ولحظه لحظه علي ،وتنفس علي وسرنوشت علي تاثيري جاودانه وملموس ميکند.


    فاطمه کسي است که تبسم را بر لبان علي نقش ميبندد.


    فاطمه کسي است  که خستگي مجادله نابرابر علي را با حراميان از سرانگشتان قلبش بيرون ميکشد.


    فاطمه کسي است  که چهارچوبه خانه کوچک وصميمي علي را بر دفتر تاريخ با خطوط ابدي ترسيم ميکند.


    فاطمه التيام بخش جگر دندان خورده علي است.


    فاطمه کسي است  که صبر رادر جان علي ميريزد وميوه حلم از چشمان او مي چيند.


    فاطمه عصاره مظلوميت علي است.


    فاطمه اشک علي است ،قلب علي است.


     


    فاطمه بعنوان تماميت حسين(ع)


    فاطمه بنيانگذارقيام حسين است.اوج طنين خروش حسين است، حسين در مني از حنجره مادر، فاطمه فرياد ميکشد.


    فاطمه آميزه ي شکوهمندمظلوميت وفرياد حسين است.


    فاطمه انگيزه غرورآميز صبرحسين است، فاطمه حضور خدا در عاشوراست.


    فاطمه ظهور جلوه حق در کربلاست.


    فاطمه رغبت حسين براي لقاي معشوق است.


    فاطمه حلاوت شهادت است .


    فاطمه قدرت گامهاي حسين است.جوهرفرياد حسين است.


    حسين فاطمه محض است و فاطمه، حسين محض وحسين بي فاطمه...


     


    فاطمه (س) ومحمد(ص)


    فاطمه افتخار محمد ونمونه اعلا وبارز دانشگاه محمد است.


    محمد «اني بعثت لاتمم مکارم الاخلاق » را به دلگرمي فاطمه فرياد ميکشد.


    فاطمه کسي است که رضايت محمد در گروي رضايت اوست.


    فاطمه بر گ برنده محمد در مقابله با جاهليت وسبعيت وکفر است.


    فاطمه تنها کسي است که پيامبر پس از هر جهاد طاقت فرسا به ديدار او ميرود وخستگي را در عمق چشمان مهربان او گم ميکند.


    فاطمه همان کسي است که پيامبرش برترين زن در آفرينش نام نهاده وبه لقب عارفانه « ام ابيها» مفتخرش ساخته است.


     


    فاطمه وخدا


    به تحقيق ميتوان گفت که يکي از زيباترين ،ملکوتي ترين ، مقدس ترین ودر عین حال دست نیافتنی ترین و ناشناخته ترین رابطه ها ، رابطه فاطمه با خداست.بنای آسمان وزمین وروشنایی ماه وخورشید وگردش افلاک و وسعت دریاها به اعتبار او وخاندان اوست.


    وجود او بزرگترین و کافی ترین  فلسفه آفرینش زن است همچنانکه وجود خاندان اوبهانه خلق آفرینش.


    برای او همین افتخار بس که خداوند به پالایشش همت گماشته و پاکی را در وجودش به ودیعه نهاده است.


    او مظهر عطوفت خداوند وسمبل رافت ومهر الهی است.


    مگر نه اینکه در محشر مفتاح جنت در دستان مبارک فاطمه است واذن دخول بهشت ؛ رضایت ومحبت اوست؟!


     


                                                        برگرفته از


                                                                خداکندتوبیایی


                                                                    سیدمهدی شجاعی


    درپناه حق


    اللّهم العن الجبت و الطاغوت( )

  • + ميلاد عقيلةالعرب مبارک
    نويسنده: مريم جمعه 12/3/1385 ساعت 2:19 صبح

    بنام خدا


    وکسي چه ميدانست باتولدتو زينب!صبرنيز متولد ميشود؟!؟!؟
    کسي چه مي دانست پيش از اين ،صبر،حتي صبر ايوب دربرابر حلمي که امروز متولد ميشودقطره ايست در برابر درياي حلم زينب؟!؟!؟!؟


    ميلاد عقيله ي عرب ،زينت پدر ،حضرت زينب کبري (س)مبارکباد


    درپناه حق


    اللّهم العن الجبت و الطاغوت( )

  • + خدايا مرا درياب...
    نويسنده: مريم جمعه 5/3/1385 ساعت 6:5 عصر

    بنام خدا 


    خدايا تو خود ميداني که بسيار دوست ميدارمت


    ميدانم که نيک ميداني باتو بودن برايم از هرچه غيرتوست شيرينتر است و بي تو روزم شب وشبم هماره ظلماني است


    وميدانم که ساعات ولحظات بي تو بودنم سرشاراست از گناه وتو نيز اينرا ميداني


    با خود مي انديشم که اگر يک لحظه فقط يک لحظه تو مرا به حال  خود رها کني چه ميشود؟؟؟چه مصيبتي!


    واي بر آن لحظه من


    خدا ي من کاش ميدانستم با اينهمه ناسپاسي که کرده ام چرا چرا تو باز دستانم را ميگيري و آنهنگام که در لبه پرتگاه قرار ميگيرم وآن لحظه که سنگريزه ها در زير پايم ميلغزند تو تويي که بهتريني مرا از سقوط حفظ ميکني


    ميدانم ميدانم که تو خدايي تو بزرگي تو مهرباني تو ستارالعيوبي


    اما نميدانم با اينهمه خوبي تو، من چرا چنينم ؟چرا نافرماني ات را ميکنم؟ چرا دل نازنينانت را به درد مي آورم؟


    چرا بنده ي خوبي نيستم؟ چرا نمي توانم خود را در خيل منتظرا ن مهدي ات جاي دهم؟


    چرا هر جمعه که ميشود بايد شرمسارتر از جمعه قبل باشم واز دستان تهي وکوله بار بي توشه خود خجل باشم؟


    نميدانم نميدانم...


    خدايا! خداي من! محبوب من! دوست دارم دستانم تهي نباشد دوست دارم باکوله باري پر  از توشه در خيل منتظران مهدي ات باشم


     پس کمکم کن


    اللّهم العن الجبت و الطاغوت( )